جایگاه نهادکتابخانه درفرهنگ زواره

چكيده:

نهادنظامی نسبتا پایداروسازمان یافته ازالگوهای اجتماعی است که برخی رفتارهای نظارت شده ویکسان راباهدف برآوردن نیازهای اساسی جامعه دربرمی گیردنهادينگي فرایندی است که درجامعه به عنوان ارزش شناخته شده وتمام اعضای جامعه خودرادربرابرآن مسئول دانسته وفرآیندمذکوردر راستای خدمت به جامعه وبهبودآن باشد.

این روندچگونه درجامعه "زواره"محقق می گردد؟ محمدرضاصادقی(مسئول پایگاه میراث فرهنگی اردستان وزواره) می گوید: درحال حاضردرمحدوده بافت تاریخی زواره به ازای هرنفرزواره ای45 مترمربع حسینیه ساخته شده است که هیچگونه ارزش والگوی تاریخی ندارد.

پس چرااين مسئله در زمينه كتابخانه ومطالعه صادق نيست؟چرا مكان هاي فرهنگي ازجايگاه مناسب برخوردارنيستند؟

تاريخ اجتماعي كتابخانه بيان دارد:"در راستاي تغييرات به وجودآمده درجامعه كتابخانه نيزخود راباآنهاتطبيق داده وباعث پيشرفت جامعه تازه گردد".

طي سالهاي اخيراين شهرداراي دومؤسسه آموزش عالي ازجمله دانشگاه آزادوپيام نورمي باشد،اماآياتغييري در زمينه كتابخانه هاايجادگرديده است؟

تغييرات آن زمان مفيدواقع مي گردند كه تمامي وجوه راپوشش دهند.ودر راستاي توسعه ي اين نهاد درجامعه كوششش هاي اساسي وبنيادي صورت پذيرد.

 

کلیدواژه ها:

نهاد،نهادینگی ،فرهنگ،کتابخانه،زواره

 

مقدمه:

نهادازدیدگاه بزرگان:

کوئن می گوید:"نهادنظامی نسبتا پایداروسازمان یافته ازالگوهای اجتماعی است که برخی رفتارهای نظارت شده ویکسان راباهدف برآوردن نیازهای اساسی جامعه دربرمی گیرد."

در واقع هرنهادویژگی های متعددی دارد که مهمترین آنهاعبارتنداز:

1.     هرنهادی برای برآوردن نیازهای خاصی ازجامعه به وجودمی اید

2.     نهادهاارزشی نهایی دارندکه دربرآوردن آنهااعضای ان نهادنقش اساسی دارند

3.     نهادهابه طورنسبی پایدارندتاحدی که الگوهای ثابت رفتاری در درون آنهابه صورت بخشی ازسنت وفرهنگ مرسوم جامعه درمی آید

4.     بنیان های اجتماعی نهادهاآنچنان عام وگسترده اند که فعالیت های آن جایگاه عمده ای رادرپهنه جامعه به خوداختصاص می دهدبه نحوی که هرتغییرچشمگیردرنهادبه احتمال زیادموجب تغییردردیگرنهادهامی شود

فرهنگ ازدیدگاه بزرگان:

آگ برن ونیم کوف می گویند:"فرهنگ برابزارهاورسوم ومعتقدات وعلوم وهنرهاوسازمان های اجتماعی دلالت می کند.انسان به وسیله فرهنگ جامعه ی خود،موجودی اجتماعی می گردد،بامردم پیرامون خودازهزاران جهت هماهنگی می یابدوازمردم جوامع دیگرازصدهاجهت متفاوت می گردد.(مزینانی،1382،ص253-254)

 نهادینه سازی:فرایندی است که درجامعه به عنوان ارزش شناخته شده وتمام اعضای جامعه خودرادربرابرآن مسئول دانسته وفرآیندمذکوردر راستای خدمت به جامعه وبهبودآن باشد.

 

باالهام ازمقدمه فوق می خواهیم بدانیم این روندچگونه درجامعه "زواره"محقق می گردد.

 

شرایط جغرافیایی وفرهنگی

 زواره واقع درحاشیه جنوبی دشت کویرایرن،باعرض جغرافیایی'27°33شمالی و '27°52شرقی واقع در120کیلومتری اصفهان باجمعیتی بالغ بر12990(سال1385)نفرمی باشد.

آنچه که این شهر رادردشت کویرمتمایزمی سازدبافت قدیمی وتاریخی است به گونه ای که هرساله شاهدتعداد زیادی ازتوریست های داخلی وخارجی هستیم.ازجمله بناهای تاریخی عبارتنداز:

مسجدجامع، مناره،یخچال،حسنیه های کوچک وبزرگ،امامزاده یحیی و...

این مسئله درحالی است که محمدرضاصادقی(مسئول پایگاه میراث فرهنگی اردستان وزواره) می گوید:

          باتوجه به اینکه شهر زواره دارای حسینیه هاوتکایای بسیار زیباودارای ارزش تاریخی ومعماری است.ولی بااین حال اهالی محله درسال های اخیرنسبت به ساخت حسینیه های جدیداقداماتی به عمل آورده اندکه درحال حاضردرمحدوده بافت تاریخی زواره به ازای هرنفرزواره ای45 مترمربع حسینیه ساخته شده است که هیچگونه ارزش والگوی تاریخی ندارد.[1]

 پس چرااين مسئله در زمينه كتابخانه ومطالعه صادق نيست؟چرا مكان هاي فرهنگي ازجايگاه مناسب برخوردارنيستند؟

شايداين مسئله ريشه درفرهنگ نادرست جامعه داشته باشد؛به گونه اي كه به دليل كوچك بودن آن اكثريت افرادتنهابه يادگيري وآگاهي ازطريق شنيدن درسخنرانيها،استفاده ازچندرسانه ايها يادرحدمدرسه بسنده مي كنند.درواقع اهميت مطالعه وكتابخانه درجامعه ناشناخته است.

كمال پولادي دراختتاميه جشنواره كتابخانه هاي خانگي اينچنين مي گويد:

          "رسانه هاي ديداري درخدمت عقلانيتي به نام’عقلانيت ابزاري’قرارگرفته اندواين قابليت راندارندكه بامخاطب واردگفتگوشونددر واقع كتاب رسانه اي است كه باخواننده واردگفتگومي شودوهدف رسانه هاي ديداري وماهواره اي "ابله سازي مخاطب"است واين رسانه هابراي اجراي اين هدف سامان داده شده اندونمي خواهندمخاطب رابه فكرواداركنند.اگرعادت به مطالعه ازسنين كودكي سه ياچهارسالگي شروع شود،تبديل به عادتي هميشگي مي شودودرسنين بزرگسالي امري ساده است."(پولادی،1387،ص5)

 

وضعيت كتابخانه ها

تاريخ اجتماعي كتابخانه بيان دارد:"در راستاي تغييرات به وجودآمده درجامعه كتابخانه نيزخود راباآنهاتطبيق داده وباعث پيشرفت جامعه تازه گردد".

باتوجه به كليدوا‍‍ژه جامعه تازه درموردشهر زواره اينگونه مي توان گفت كه طي سالهاي اخيراين شهرداراي دومؤسسه آموزش عالي ازجمله دانشگاه آزادوپيام نورمي باشد،اماآياتغييري در زمينه كتابخانه هاايجادگرديده است؟

شواهدبرآن حاكي است كه باوجودتاسيس دانشگاه آزاددرسال1382،تاكنون كتابخانه اي درمعناي واقعي امرندارد.به گونه اي كه كتابخانه فاقدسالن مطالعه ومنابع موردنيازكاربران است درحالي كه منابع محدودي ازطريق كمك هاي مردمي جمع آوري گرديده است.

كتابخانه هاي آموزشگاهي به گونه اي است كه مكان مشخص وواحد دراختيارندارند

وكتابداري كه متخصص امرباشدنيست تابتواند دانش آموزرابه مطالعه ترغيب نمايدبه گونه اي كه يكي ازدانش آموزان مدرسه مسئول كتابخانه شده وتنهادرزمان زنگ تفريح كتابخانه بازاست ومنابع ازطريق اهداتهيه مي گردندومهم نيست منابع درچه سطح وموضوعي باشند.

درواقع كتابخانه به صورت واحدي جانبي وبي اهميت درمدرسه است وازنظربرطرف كردن نيازهاي آموزشي كاربران خوددرسطح قابل قبولي قرارنداردواين درحالي است كه درچندسال اخيرسيستم آموزشي تغييريافته وبيشتربه سمت فعاليتهاي پژوهشي وعملي روي آورده شده است.

ازسوي ديگركتابخانه عمومي كه به گفته خانم حمامي(كتابدار)اين كتابخانه ازلحاظ تعدادمراجعه كننده درشهرستان جايگاه برترراداردبه گونه اي است كه  حتي منابع كمك آموزشي آن مربوط به سال هاي دوراست وامكلنات دسترسي به اينترنت وآگاهي ازاطلاعات به روزحتي براي كتابداركه نقش اطلاع رسان درجامعه راداراست فراهم نيست.

طبق ماده 10قوانين نهادكتابخانه هاي عمومي كشور:

"انجمن كتابخانه هاي عمومي استان باتصويب هيئت هامي توانددربخش ها،شهرهاوروستاهاي داراي شرايط لازم نسبت به تشكيل انجمن كتابخانه هاي عمومي شهر،بخش وروستااقدام نمايند" (کاکادوست،1387،ص80-81)

چرادراين زمينه ازسوي مسئولين هيچ اقدامي صورت نمي گيرد؟

همچنين نبايدمنكراين مسئله بودكه مساجدوحسينيه ها درجامعه ازلحاظ منابع مذهبي(كتب ادعيه،قرآن،احكام و...)غني هستندامااين تنهابراي رشدوتعالي همه جانبه جامعه كافي نيست ويك جامعه بايددرتمامي زمينه هااعم ازسياسي،اجتماعي،فرهنگي ،مذهبي و...به طورمتعادل رشدكند.

 

نتيجه گيري

در راستاي توسعه كتابخانه درجامعه نيازاست:

Ø     توسعه فرهنگ كتابخواني

Ø     بهبودوتوسعه تجهيزات كتابخانه(دسترسي به منابه ديداري وشنيداري)

Ø     ارتقاي سطح مشاركت مردمي(جلب مشاركت مادي ومعنوي وهدايت كمك هاي مردم خيروفرهنگ دوست)

Ø     اهميت دادن به توسعه فيزيكي كتابخانه(احداث ساختمان جذاب به گونه اي كه افرادرابه طورناخودآگاه به سوي خودجلب كند)

Ø     ارايه خدمات اينترنتي

Ø     توسعه وارتقاي نيروي انساني وبهره وري

 

 

 

منابع وماخذ

 

1.     پولادی،کمال(1387).ترویج کتابخوانی درایران چندین حلقه گمشده دارد.ماهنامه اطلاع یابی واطلاع رسانی،سال دوم،شماره هشتم،خردادماه1387

2.     کاکادوست،مهوش(1387).آشنایی بانهادکتابخانه های عمومی کشور.ماهنامه اطلاع یابی واطلاع رسانی،سال دوم،شماره نهم،تیرماه1387

3.     مزيناني،علي(1382).كتابخانه وكتابداري.تهران،سمت 

4.     http://www.hamshahrionline.ir/news/?id=71806

5.     http://www.wikipedia.org

 

 

 



سمانه رستمي،"ازنوسازي شهرتاتخريب بافت قديمي"همشهري آن لاين(18آبان1387)[1]

تاریخ اجتماعی کتابخانه های ایران در دوره هخامنشیان

در زمان شاهنشاهی هخامنشی در ایران (۵۵۸-۳۳۰ پ.م.) کتاب‌های علمی و مذهبی ایران از زمان زرتشت در کتابخانه‌های «گنج هاپیگان» در تخت سلیمان و «دزی ناپشت» در تخت جمشید بایگانی شده‌بودند.[۱] گمان می‌رود که این کتاب‌ها در موضوعات فلسفه، نجوم، کیمیاگری و علوم پزشکی بوده‌است، موضوعاتی که مغان ایران در آن‌ها استاد بودند. پس از فتح ایران توسط اسکندر مقدونی، کلیهٔ این کتاب‌ها در آتش سوختند.[۲]

ابن‌ندیم به نقل از کتاب نهمطان‌فی معرفه طالع الانسان تالیف ابوسهل‌بن نوبخت ایرانی می‌نویسد:

کی ضحاک در زمین‌های سواد شهری بنا کرد و نام آن را از مشتری در آورد و آنرا جایگاه علم و علما قرار داد و دوازده کاخ به شماره برج‌های آسمانی نامید و برای کتاب‌های علمی در آنها خزینه‌هایی بساخت و دانشمندان را در آن کاخ‌ها جای داد…. اسکندر پادشاه یونان برای هجوم به ایران از شهری که رومیان آن را مقدونیه می‌نامند بیرون شد و دارا پسر شاه دارا را به قتل رسانید و شهرها را ویران ساخت و کاخ‌هایی که بدست بزرگان و سرکشان ساخته شده بود خراب کرد. کاخ‌هایی که بر سنگ‌ها و تخته‌های آن انواع علوم نقش و نقر شده بود با خاک یکسان کرد و با این خرابکاری‌ها و آتش‌سوزی‌ها آنها را بهم ریخت و در هم کوبید و از آنچه در دیوان‌ها و خزینه‌های استخر بود رونوشتی برداشته و به زبان رومی و قبطی برگردانید و پس از اینکه از نسخه‌برداری‌های مورد نیازش فراغت یافت آنچه به خط گشتک در آنجا بود در آتش انداخت و بسوخت. آنچه را از علوم نجوم و طب و علم‌النفس می‌خواست از آنها برگرفت و با دیگر چیزها از علوم و اموال و گنجینه‌ها و دانشمندان تصاحب کرده و به مصر فرستاد.از آثار ایرانیان تنها آنهایی به جا ماند که پادشاهان گذشته از آن نسخه‌برداری کرده و یا به چین و هند فرستاده بودند.

منبع:www.wikipedia.org