Civic Librarianship

ویژگی های جامعه آماری مورد بررسی:

 در این پرسش نامه 20 نفر از کتابداران در 10 دانشکده از دانشگاه تهران مورد بررسی قرار گرفته اند که هر دو نفر از یکی از دانشکده ها می باشند.دانشکده های مورد بررسی عبارتند از:( دانشکده فنی – علوم اجتماعی – داروسازی – مدیریت – اقتصاد – روان شناسی – هنرهای زیبا – دندانپزشکی – علوم – ادبیات ).

 تصویر پرسش نامه

تحلیل بخش اول پرسشنامه:

 در این بخش همان طور که می بینید 5 سئوال مطرح شده که به صورت تستی می باشد و برای این پنج سئوال تحلیل های آماری انجام گرفته است که در لینک های زیر می توانید مشاهد کنید: 

(جنسیت)

http://img33.picoodle.com/img/img33/3/1/12/f_1740m_2556ca3.jpg

(رشته تحصیلی)

http://img37.picoodle.com/img/img37/3/1/12/f_17401740m_4d4764d.jpg

(سابقه کاری)

http://img37.picoodle.com/img/img37/3/1/12/f_1740m_c7b871e.jpg

(مدرک تحصیلی)

http://img34.picoodle.com/img/img34/3/1/12/f_17401740m_58ccda0.jpg

(میزان رضایت شغلی) 

http://img26.picoodle.com/img/img26/3/1/12/f_17401740174m_bda03f1.jpg

تحلیل بخش دوم پرسشنامه:

 در این بخش 3 سئوال تشریحی مطرح شده که من سعی کرده ام اطلاعات کلیدی مربوط به این سه سئوال را از لابلای جواب ها جدا کنم که شما در زیر می خوانید:

 پرسش اول: به نظر شما چگونه می توان کتابخانه را به عنوان جز جدایی ناپذیر زندگی افراد در آورد؟

  • ایجاد عادت مطالعه در افراد در سنین پایین با استفاده از رسانه های عمومی و نظام آموزشی.
  • فراهم آوردن منابع اطلاعاتی روزآمد و غنی در موضوعات مختلف در کتابخانه.
  • داشتن یک کتابدار با دایره اطلاعاتی گسترده.
  • ایجاد فضای دلنشین و جذاب در کتابخانه و سهولت استفاده کاربران از کتابخانه.
  • فرهنگ سازی در مورد کتاب و کتاب خوانی.
  • برطرف شدن نیاز اطلاعاتی افراد از کتابخانه ها و اینکه آنها احساس رضایت داشته باشند.
  • تبلیغات بیشتر برای کتابخانه از همه طرق.
  • کتابخانه سازی و افزایش تعداد کتابخانه ها.
  • داشتن یک جامعه با اقتصاد سالم و فکری آزاد که دغدغه نان نداشته باشد.

 افراد مورد بررسی، این عوامل را موثر در این می داستند که کتابخانه بتواندبخش جدایی ناپذیر زندگی مان شود.

 


پرسش دوم: شما به عنوان یک کتابدار فکر می کنید چه جایگاهی در زندگی افراد جامعه دارید؟

  •  کتابدار به عنوان یک فرد با فرهنگ در جامعه شناخته میشود و کتابداری یک شغل فرهنگی است.
  • کتابدار به عنوان یک راهنما، معلم و مربی برای افراد جامعه است.
  • کتابدار یک فرهنگ ساز!!! در زمینه مطالعه برای افراد جامعه است.
  • کتابدار به دلیل اهمال کاری خودش نقشی برای افراد جامعه ندارد.

 افراد مورد بررسی این عوامل را به عنوان جایگاه های اجتماعی کتابدار در زندگی افرادجامعه می دانستند.

 


پرسش سوم: آینده کتابخانه ها را چگونه پیش بینی می کنید؟

  • در آینده کتابخانه ها صرفاً به اتاق های مطالعه تبدیل می شوند.
  • در آینده کتابخانه های سنتی به سوی کتابخانه های الکترونیکی و دیجیتالی می روند.
  • در کل آینده ای روشن در انتظار کتابخانه ها است.

 افراد مورد بررسی این عوامل را آینده کتابخانه ها می دانند.

 پاره ای توضیحات

1- در ابتدا جامعه بررسی من کتابخانه های عمومی شهر تهران بود ،اما بخاطر پاره ای ازملاحظات من جامعه بررسی خود را به کتابخانه های دانشکده های دانشگاه تهران تغییر دادم.

2- اگر توجه کنید در پرسش دوم از بخش دوم پرسش نامه از واژه افراد جامعه استفاده شده است. ممکن است شما با خودتان بگویید که مگر جامعه بررسی کتابخانه های دانشگاهی نبوده است پس چرا از واژه افراد جامعه که کلی تر است استفاده کرده؟؟؟ اما من در جواب شما می گویم که منظورم از این عبارت همان مفهوم کلی است چون به هر حال دانشجویان وقتی از دانشگاه بیرون می روند، آموخته های خود را به اعضای جامعه انتقال می دهند و در آنها تأثیرمی گذارند. بنابراین واژه افراد جامعه به دانشجویان و افرادی که در بیرون از دانشگاه با آنها ارتباط دارند بر می گردد.

در کل اینکه...

از تمام این صحبت ها این طور می توان نتیجه گرفت که یکی از عوامل بسیار موثر در اینکه بتوان کتابخانه را به عنوان جز جدایی ناپذیر زندگی افراد درآورد ایجاد عادت مطالعه در آنها و آن هم از کودکی است. و نکته دیگر در نیل به این مقصود این است که کاربران حس کنند که با مراجعه به کتابخانه نیازشان برطرف می شود و مهم تر از آن این است که این شیرینی ارضا نیاز در ذهن آنها باقی بماند آن وقت زمانی است که کتابخانه در اجتماع نهادینه شده است.

هر چه از عمر یک کتابدار می گذرد او بیشتر تبدیل به یک مربی و راهنما میشود و این راهنمایی قطعاً در زمینه کسب اطلاعات است. البته این نکته ممکن است با اصل سهولت در دسترسی به اطلاعات مورد تضاد قرار گیرد، چون اکثر مرجعان دوست دارند که اطلاعات به یک صورت شسته و رفته در دسترس آنها قرار گیرد بدون هر گونه اتلاف وقتشان در حالی که ما می گوئیم کتابدار تنها نقش آموزشی را بر عهده دارد. در بین همین شکاف است که کتابخانه دیجیتالی و قشر عظیمی از پایگاه های اطلاعاتی به وجود آمده. بنابراین نقش آموزشی کتابدار هم یک حالت مجازی پیدا می کند. البته شایان ذکر است که کتابدارانی در این عرصه دیجیتال بقا پیدا می کنند که خودشان را با این تغییرات سریع همسو کرده باشند.

اما در مورد کتابخانه ها به شکل فیزیکی کنونی باید گفت که آنها (منظور کتابخانه ها) در یک جریانی قرار گرفته اند که آنها را به سوی تبدیل شدن به یک سالن مطالعه می برد. و تازه این سالن مطالعه هم فقط از طریق دانشجویان و دانش آموزان مورد استفاده قرار می گیرد و الا دیگر مردم که شاید سالی یکبار هم به آن سر نزنند. آخر در جامعه ای که تورم و بحث مسکن و تحریم اقتصادی نقل دهان مردم کوچه و بازار است چطور می توان انتظار داشت که آنها به کتابخانه بیایند و آنهم برای ارضای نیازهایشان نه خواندن چند تا روزنامه و کتاب درسی. به نظر من کتابخانه ها هم مثل بانک ها هستند( می بینید فکر خود هم بیشتر در حول مسائل اقتصادی است!!!) همان طور که شما در یک بانک حساب باز می کنید و بعد متصدی بانک می گوید که اگر می خواهی در قرعه کشی بانک برنده شوی با حسابت کار کن دقیقاً در کتابخانه هم همین طور است. بانک شعبه دارد و کتابخانه هم شعبه دارد. شما یکبار از آن کتاب می گیرید، یکبار کتاب را به آن بر می گردانید، یکبار 3 تا کتاب میگیرید دفعه بعد 1 کتاب را بر می گردانید و 2 تا را تمدید می کنید. مثل تمام عملیاتی که در مورد حسابتان انجام می دهید بکبار از آن پول بر می دارید و بار دیگر به آن پول واریز می کنید. گاهی به کتابخانه کتابهای زیادی را اهدا می کنید و گاهی کتابخانه برخی کتاب ها را مبادله می کند و یا وجین می نماید. بانک ها مخازنی دارند که پول ها را در آن نگهداری می کنند و کتابخانه ها هم مخازنی دارند که کتاب ها را در آن نگهداری می کنند. در یک کشور یک کتابخانه ملی وجود دارد که نقش هدایت و سیاست گذاری سایر کتابخانه ها را به عهده دارد و این دقیقاً مثل بانک مرکزی است که وظیفه نظارت بر سایر بانک ها را بر عهده دارد.می بینید چه جالبند این شباهتها و بالاتر از همه اینکه بانک بانکدار دارد و کتابخانه کتابدار. اما غرض از گفتن این مطلب این است که اگر ما با کتابخانه تعامل دو طرفه نداشته باشیم و از کتابخانه به جای کتابخانه استفاده نکنیم، باور کنید که کتابخانه هرگز به عنوان بخش جدایی ناپذیر زندگی مان در نمی آید.

 و سخن دراز است اما مجالی نیست ...

تاریخ اجتماعی کتابخانه ها  (3)

برای اینکه بتوانیم در مورد تاریخ اجتماعی کتابخانه ها صحبت کنیم بهتر است یک بار دیگر به تعریف کتابخانه رجوع کنیم: کتابخانه نهادی اجتماعی است که با ذخیره سازی، حفاظت و اشاعه پیشینه های مکتوب، دیداری، شنیداری، و الکترونیکی با استفاده از خدمات کارکنان آموزش دیده در خدمت تعلیم و تربیت و توسعه سیاسی، اجتماعی، علمی، و فرهنگی است. در واقع کتابخانه حیاتی ترین عامل تبادل فکری است.و اما نهادی اجتماعی که در تعریف کتابخانه می بینیم خود نشان از یک وابستگی عمیق بین کتابخانه و اجتماع دارد.در واقع می توان گفت که رفتارهای بشری در اجتماع صریحاً بر پویایی یا عدم پویایی یک کتابخانه تأثیر می گذارد.یکی از این ابزارهایی که جوامع برای تأثیر گذاری بر روی کتابخانه ها دارند بحث آزادی عقاید است.هر گاه که آزادی عقیده در جامعه از بین برود یا حتی کاهش پیدا کند دقیقاً به همان نسبت کتابخانه هم دچار افول می گردد.برای این موضوع می توانیم از کشور خودمان مثال بزنیم.زمانی که اسکندر به ایران حمله کرد کتابخانه استخر را به آتش کشید و تا مدتی بعد از آن که جانشینان او در رأس قدرت بودند چون آزادی عقیده از بین رفته بود و جامعه در خفقان به سر می برد، کتابخانه هم وضع جالبی نداشت.باز این داستان در زمان حمله اعراب به ایران تکرار شد که این بار بعد از مدتی آنها در جو فرهنگی، مدنی ایران حل شدند و اینجا بود که باز کتابخانه به پیشرفت روز افزون خود ادامه داد.و این جریان دو سویه در تمام زمانهایی که کشور مورد هجوم قومی بیگانه قرار می گرفت ادامه پیدا می کرد. بنابراین به گواه تاریخ می توان اینگونه اظهار داشت که هر کجا کشوری با سواد و با فرهنگ در راه رشد آموزش و اعتلای فرهنگی خود کوشیده است، کتابخانه ها منبع و مرکز این کوشش ها بوده است. مطالبی که تا اینجا گفتیم مربوط بود به متون کتابداری.

برای نوشتن این 300 کلمه من بخش هایی از منابع زیر را مطالعه کردم و آنچه را که فهمیده ام نوشته ام.

· ابرامی، هوشنگ. شناختی از دانش شناسی. تهران: کتابدار، 1383.

· مزینانی، علی. کتابخانه و کتابداری. تهران: سمت، 1379.

· En.wikipedia.org

اما من

نظر دیگری درباره این که کتابخانه نهاد اجتماعی باشد دارم. من فکر میکنم کتابخانه یک نهاد کاملاً اجتماعی نیست چون صد درصد برای کمک به داناتر شدن اعضای اجتماع به کار گرفته نمی شود زیرا همیشه کتابخانه میتوانسته و می تواند به عنوان ابزاری برای صاحبان قدرت به کار گرفته شود تا مقاصد خودشان را به خورد مردم بدهند.حرف آخر اینکه خواندن تاریخ اجتماعی کتابخانه ها دقیقاً مثل این است که شما تاریخ یک کشور را از اول تا پایان مورد مطالعه قرار دهید.